۱۳۹۰ دی ۱۶, جمعه

010

خودمون 25 ساله کارنت سیتی مون تهرانه! اونوقت تعداد دوستای لیستمون که تو تهرانن نصف کسایی نیست که کارنت سیتی شون خارج از ایرانه!!
اینه درد نسل ما!!

۱۳۹۰ دی ۱۵, پنجشنبه

009

پرواز برای پرنده هیچ شوقی ندارد!! او تنها ارزویش راه رفتن بدون ترس از شکار شدن است!!

۱۳۹۰ دی ۶, سه‌شنبه

008

کشنده ترین نزاع دنیا جنگ میان عقل، دل و وجدانه!! چون در هر صورت تو کشته خواهی شد!

۱۳۹۰ آذر ۲۱, دوشنبه

007

نسل دست های آلوده...قلب های زخم خورده! ... تجربه های گران!! نسل حس نرمی ساحل و سختی سنگ!! نسل سرکش... نسل من (نسل کد ملی 007)!

۱۳۹۰ آذر ۱۹, شنبه

006

گوگل پلاس یعنی جایی از گوگل که جوان ها در آن پلاس هستند؟

005

به آدم هایی که بزرگترین پیروزیشون تو زندگی زودتر سوار شدن به مترو و اتوبوس برای نشستن روی صندلیه! نمیشه گفت نظم رو رعایت کن و هل نده!!

۱۳۹۰ آبان ۱۶, دوشنبه

004- شغل های مجازی


بهش می گم: شغلت چیه؟؟

می گه: می شینم لایک های عکس های دختر ها رو میشمرم... آمارشونو به دوست پسراشون می دم

دیوار.... مروری بر بهترین آهنگ های داریوش

یه دیواره، یه دیواره
که یه عمر آزگاره
اونورش همیشه بن‌بست
اینورش هیچی‌ نداره

یه طرف همه سیاه و
یه طرف همه سفیدیم (یه طرف همه سیاه و یه طرف همه سفیدن....رو به روی هم یه عمره ما رو دارن بازی می دن )
این طرف ریشه نداریم
اون طرف ریشه بریدیم

اگه از دیوار خونه (خونه این خونه ویرون... واسه من هزارتا خاطره داره)
چشممون جدا نمی‌شد
یه درخت پیر انجیر
همه چیز ما نمی‌شد

بسکه زندگی‌ نکردیم
وحشت از مردن نداریم
ساعتو جلو کشیدن
وقت غم خوردن نداریم

برای اون یه وجب خاک
همه دنیامونو دادیم
ما برای بوی گندم (بوی گندم مال من هرچی که دارم مال تو)
خیلی‌ چیزامونو دادیم

هیشکی یادمون نداده
خنده هامونو ببینیم
این فقط درد وطن نیست
ما تو غربتم همینیم

اینور‌ و اونور دیوار
درد ما هنوز همونه
آی‌ شقایق ما جماعت (شقایق اینجا من خیلی غریبم ....اخه اینجا کسی عاشق نمیشه)
دردمون از خودمونه

تو همه خاطره هامون
حق دشمن مرده باده
حتی راه دشمنی رو
هیشکی یادمون نداده

یه دیواره، یه دیواره
که یه عمر آزگاره
اونورش همیشه بن‌بست (میون این همه کوچه که به هم پیوسته...کوچه قدیمیه ما کوچه بن بسته)
اینورش هیچی‌ نداره

از عذاب این قبیله
هممون خون از هم بریدیم (قبیله یعنی یه نفر ... هم خونی معنا نداره... هم بستگی خوابیه که تعبیر فردا نداره)
حسّ همخونی نداریم
چون قبیلمونو دیدیم

ما که تو زمزمه هامون
هی‌ به داد هم رسیدیم (ای به داد من رسیده... توی لحظه های تردید...ای چراغ مهربونی ... تو شب های وحشت من)
یکی‌ یادمون بیاره
کی‌ به داد هم رسیدیم

تو هجوم این همه حرف
هر جوابی یه سقوطه
تو بگو هرچی‌ که میخوای
من که سنگرم، سکوته (آخرین سنگر سکوته...خیلی حرف ها گفتنی نیست)

۱۳۹۰ آبان ۳, سه‌شنبه

من ميلادم متولد ماه مهر ؛ پر از مهر و پر از احساس ، آرام و ساکت مثل يک برکه ، برکه اي در اتشفشان گرم گرم ؛
لب به لب ماهي هام ، هم نفس ، ترانه دريا سر مي دهيم .
صبح ها آسمان را به پابوس ماهي ها مي برم و شب ها ستارگان را شب چراغ ضيافت مهتابيشان مي نهم.
اما واي به روزي که بتپد اتشفشان
مي خروشم مي شوم رود مي روم تا دريا.
من 65 ام ، سالي که جنگ بود و وحشت ؛ گوئي ميلاد اضطراب بود آمدنم !
کمتر از سه سال داشتم که براي هميشه در ذهنم تصوير زشتي از بمباران خانه کوچکمان ثبت شد . نقش يادگاري از جنگ باطل ، جنگ سوخته و چه زود گذشت ...
من ايرانيم با 2564 سال فرهنگِ عشق و آزادي ، مغرور و پر غرور ، خودبين و خودباور ولي نه خود پرست و خود خواه
من وطن پرستم و وطن خواه
با دماوند مي خندم و با لوت مي گريم
غرورم به کورش کبير و منشور هخامنشي
غرورم به شيرين عبادي و دکتر حسابي
غرورم به فردوسي و زبان پارسي
غرورم به شهر سوخته است و نسل سوخته

من مسلمانم بيش از 1400 سال زيسته ام اما همچنان 7 ساله ام در خلوتم خدا را احساس مي کنم و از روز حساب مي ترسم، عاشق مولاي متقين و بيزار از ضحاک دين
بيزارم از زبان عربي آنجايي که ايراني بودنم را تهديد مي کند
پندارم همه نيک است ، نه بدبينم ، نه بدخواه ، چه زيبا روزي است که همه نيک ببينند و نيک خواهند و نيک پندارند ؛ ارمانم گفتار نيک است و رويايم کردار نيک با همه و از سوي همه
من زنده ام آموخته ام در زندگي هستي داشته باشم نه وجود.
مي خواهم ميلاد تفکرهاي نو ، ابتکارات نو و پيشرفت هاي نو در ساده ترين و پيچيده ترين بند هاي اين زندگي نا هموار باشم
من آزادم ؛ که بدانم و بخوانم و ببينم که بينديشم و بپندارم
که چه گويم و چه خواهم و چه کنم و اين حق من است
همه آزاديم تا به آن جا که ازاديمان زندان ديگران نباشد .
من جوانم خوش بين و اميدوار پر شور پر نشاط هميشه مي خندم و مي خندانم بيزارم از ايران غم زده و مردگان دونده
من بيداديم متولد 81 گرم و صميمي ، يک دل و يک فکر
سپيد با پايه هاي محکم چوبي مثل بوم نقاشي ، صاف و براق مثل رنگ روغني
يک دل و يک رنگ در کنار هم مثل آوند هاي يک درخت
من تو ام با دردي مشترک و اميدي مشترک و راهي مشترک و اينک کلاسي مشترک با هدف ساختن اينده اي روشن اما مشترک
با تشکر بدرود

۱۳۹۰ مهر ۱, جمعه

003- شغل های مجازی

بهش می گم: شغلت چیه؟ 
میگه: برای فیس بوک دوستام استتوس می سازم هرکدوم 1000 تومان می فروشم